- موضوعات
- آرشيو مطالب
- لينکدوني
- لينک دوستان
- نويسندگان
سلام ای غرابت تنهایی
اتاق را به تو تقدیم می کنم
آثار اعضا اخبار فراخوان ها
عضویت در سایت:شما می توانید با استفاده از فرم زیردر سایت ثبت نام کرده و به عضویت سایت در آیید.لازم به ذکر است اعضا میتوانند با استفاده از کاربری خود آثار و مطالب خود را برای سایت ارسال نمایند ودر یک فضای علمی به نقد آثار یکدیگر بپردازند.
نحوه ی ثبت نام : در فرم زیر بر روی دکمه ی ثبت نام کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه ی مشخصات اقدام به پرکردن فیلدها نمایید در قسمت نام کاربری نامی را وارد کنید که دوست دارید آثارتان با آن نام منتشر شود بهتر است از نام ونام خانوادگی خود استفاده کنید .پس از تکمیل ثبت نام شما میتوانید بادرج نام کاربری و رمز ورود در کادر زیر و کلیک بر روی دکمه ی ورود وارد کاربری خود شده و اقدام به ارسال مطلب نمایید .امید است با یاری یکدیگر فضای مناسبی برای رشد و تعالی ادبیات ایجاد نماییم .
|
|
||
تذکرمهم: باز دید کنندگان محترم از شما درخواست میگردد در نقد آثار دوستان به معیارها وقواعد علمی نقد توجه داشته باشید و ضمن رعایت احترام متقابل و قائل بودن حق آزادی بیان برای هر منتقد به نقد آثار بپردازید و از هرگونه مجادله و نقد نظرات دیگران، یا تعریف و تمجید صرف بپرهیزید.
برچسبها:
رویا ،غزل یا شعر؟مبهم می نشیند
احساس هم با ناز،کم کم می نشیند
خاکسترم را ،خاطراتم را گرفته است
بادی که در تقدیر در هم می نشیند
از متن رو یاهای شاهی پر کشیدم
ویران دلم ، این بار در بم می نشیند
تا قاف بامن بودنت پر می زنم تا
سیمرغ خسته روی دردم می نشیند
یک مشت دریا در دلم دارم دوباره
بغضی شکسته باز در نم می نشیند
از خستگی هایم که دنیا می نویسد
پروانه ای آرام در غم می نشیند
من می روم تا بپّرد از سر هوایت
انگار تا من می نشینم ،می نشیند
با لطف ابلیس وگیاهی مثل گندم
حوّا میان قلب آدم می نشیند
این آخرین بیت است دل!این را تو بنویس
یک آه در هر شعر مریم می نشیند
برچسبها:

کفش دلت با دیدن او تا به تا شد
درقلب تو تصویر یک زن جا به جا شد
یک زن که در ظاهر نه اصلا من نبودم
دیگر کلاف غصه هایم لا به لا شد
شاید پری قصه های تو نبودم
چیزی نگو می دانم این از ما به ما شد
این که فریب لحظه ها را ساده دیدم
سهمم همین غم شد که با من پا به پا شد
حالا دوباره به خط اول رسیدم
چشمان بارانی دوباره رو به را شد
وقتی که تو یک طرح نو از من نوشتی
آن نقش اول را که آسان جا به جا شد
برچسبها:

به پشت میز تحریرم
نشستم خسته و بیزار
دیگه حسی ندارم چون
شدم جاری تو این شن زار
دیگه شعری ندارم من
ترانه آخر خطه
اگه بازم بگم از تو
زبونم مثل یک سده
به پشت میز تحریرم
نشستم ؛ غم زده ؛ بیمار
شکسته این دل مغرور
گسسته توشه ام از بار
تو ای جانان من امروز
بیا تا اوج این دیدار
منم پر میکشم تا تو
ز شوق زنگ این گیتار
تو ای جانان من امروز
همه رویای من هستی
کویر تشنه ام بی تو
همه دریای من هستی
تو ای جانان من امروز
بیا تا باغ بی برگی
نسیم نو بهاری تو
لب یک غنچه ی رنگی
تو ای جانان من نشنو
نوای شعر بی مهری
بیا تا می فرو ریزیم
به جام لعلت لیلی
تو ای جانان من امروز
به من رنگ دگر دادی
امیدم شام اخر بود
به من رنگ سحر دادی
به پشت میز تحریرم
نشستم . غم زده تنها
خزیدم گوشه ای با خود
شدم پنهان ز خود پیدا
علی میرحیدری - گنبد کاووس - اسفند 90
برچسبها:
منتشر شد

(بر مدار تو که می چرخم)
منتخب مجموعه شعرهای کوتاه از سال77 تا 89
مولف: وجیهه ابراهیمی نژاد
قابل ذکر است این کتاب به همراه 16 کتاب دیگر از ناشران و نویسندگان استان در ششمین نمایشگاه کتاب استان گلستان رو نمایی شد.
************
بر مدار تو که می چرخم
زمین از دور می افتد
تا برایت زانو بزند
با تو
دنیا چقدر عجیب می شود
در قانون نیوتن
سیب مثال نقضی است
از تو
برچسبها:




وقتی که قصه عشقم شبیه یک گاف است
انگار که هستی قلبم برای غم آف است
که این دفعه چندست که عشق می آید
برای در قفل شده
کلید آن صاف است
تویی که برای همیشه ترانه میسازی
نگو که مصرع قبلی شروع یک لاف است
شبیه همنفس روزهای یخ زده ای
به حنجره آواز دل .....
یا حق
برچسبها:

با من حرف بزن
صدای تو حتا
در تبت رمئو و ژولیت را زنده میکند
نگاه که میکنی انگار
روزنامه ها خبرهایی به داغی قهوه های برزیلی
از سرزمین اسکیمو ها چاپ میکنند
" مهر بانی ات را با جنگ در میان بگذار "
تا کلاشینکف را به کودکی اش برگردانی
به لحظه ای که نقاشی عاشقانه اش را
چون موشکی برای ژاندارک...
آه... شاید آنوقت بجای شمشیر لبخند تو را میدید
چون برکه ای
در گلوی خشکیدهء آفریقا
در لحظهء هراس گاومیش ها ، کمین تمساح ها
#
با من حرف بزن
صدای تو حتا
نگاه تو حتا...
برچسبها:

درون صحن ، دو قاليچه مقوايي
صداي اشهد ان لا … : ‹‹ الهه لالايي
بخواب دختر معصوم من ، بخواب آروم
تو هم شبيه همين كفتراي آقايي
مگه نه اينكه عزيز از خدا تو رو خواسته
خدا هم آدرس اينجا رو داده بابايي ››
صداي مرد شبيه دعاي باران ريخت
به التماس همين دستهاي سرمايي
كه نم كشيده چشمان توست آبان ماه
و گر گرفته تر از معبدي اهورايي
# # #
و صحن رو به حرم بوي عطر و عود و دعا
اذان صبح ، شروع هجوم آنهايي
كه مثل اين دو – دو آهوي زخمي امشب –
نشسته اند غريبانه رو به تنهايي . . .
برچسبها:

گوشی را که برنمی داری
نفسم بالا نمی آید هیچ
مرا با خودش پایین می کشد
که تمام سرم دور دنیا بچرخد
گرد شوم
بچرخم
پایین بیفتم روی سر کسی
شاید
مراگاز بزند
یا زیر پا
لگد هم که شوم
باز جای شکرش باقی است
یکنفر مرا بردارد
و بگوید:"بیچاره
نیوتن که همیشه در دسترس نیست"
و مرا پرت کند
بخورم به کیوسک تلفن
مغزم تکانی بخورد
شاید
شماره ات را درست بگیرم
برچسبها:
صفحه قبل 1 صفحه بعد




